X
تبلیغات
کالج کارآفرینی تیوان











سکوت گوش خراش !!!

صدای سنگین سکوت در وبلاگم پیچیده (!)
مدرسه !!!

 

 الآن که این پستو مینویسم دارم زیست میخونم ( امتحان دارم ) ساعت 8 از کلاس رسیدم خونه ساعت 8:30 شروع کردم به درس خوندن دو تا امتحان دیگه ام دارم ( جغرافی ، آمادگی ) یعنی درکل باید دور از جون خرخونی کنم .

امروز زنگ ریاضی اعصابم از دست معلمه ی ... ( استغفرالله ) خیلی خورد شده بود تازه تنها من نیستم همه از دستش عصبانی بودن آخه اومده سؤالی میده که اصلاً فرمولشو نگفته بود انتظار داشت ما هم حل کنیم . 

 

 

پاورقی 1 : شما از مدرسه نوشتین منم گفتم یه چیزی از مدرسه بنویسم .

پاورقی 2 : بچه ها کی قهوه ی تلخو دیده ؟

پاورقی 3 : با درسو مدرسه چیکار میکنین ؟! خوبه ؟ خوش میگذره ؟؟؟

پاورقی 4 : ببخشید اینقد مسخره آپ کردم ، هنوز گرم نشدم !!!

+نوشته شده در چهارشنبه 19 آبان 1389ساعت12:22 ق.ظتوسط Ghasedak | نظرات (17)