سکوت گوش خراش !!!

صدای سنگین سکوت در وبلاگم پیچیده (!)
برف / مدرسه / امتحان / ... !!!



سلام دوستان گل rose


خوبین ؟ خوش میگذره ؟



بهله همونطور که آبجی (شبنم) تو وبلاگش گفت برف اومده not worthy



و به دلیل بارش شدید مدرسه امروز تعطیل شد اما چه فایده رفتم مدرسه و فقط من نبودم خیلی ها بودن که بی خبر بودن و امتحان ادبیات امروز لغو شد و به احتمال زیاد 2شنبه که بریم امتحان زمین بدیم بهمون میگن 4شنبه امتحان ادبیات دارین angry ( ااااااااااااااااااااااااااااااه at wits' end - New! )

و امتحانات ما همچنان ادامه دارد ... studying


پاورقیجات :

1) بهله این بود داستان امروز من ، آخه ما که تا مدرسه رفته بودیم میذاشتن امتحانمونو بدیم دیگه   angry البته خب یه فرصت شد که بیشتر بخونیم whistling

2) زیاد با آهنگ گذاشتن تو وبلاگ موافق نیستم اما این آهنگو گروه آریان زحمت کشیدن درمورد قاصدک خوندن منم خوشم اومد گذاشتم دیگه  ( اونایی که دوست ندارن اومدن تو وبلاگ آهنگ پخش شد لطفا فحش ندید shame on you )

3) حکایت : فاضلی به یکی از دوستان صاحب راز خود نامه می نوشت . شخصی در پهلوی او نشسته بود و به گوشه چشم نوشته ی وی را می خواند . بر وی دشوار آمد ، بنوشت که اگر نه در پهلوی من دزدی نشسته بودی و نوشته ی مرا نمی خواندی همه ی اسرار خود بنوشتی . آن شخص گفت که : ای مولانا من نامه تو را مطالعه نکردم و نخواندم گفت : ای نادان پس این از کجا می گویی ؟! oh go on

4) از یک دیوانه پرسیدند چرا دیوونه شدی ؟ میگه : من یک زن گرفتم که یک دختر 18ساله داشت ، دختره زن بابام شد ، پس زن من مادر زن پدر شوهرش شد ، پدرم داماد من شد و من شدم پدر زن پدرم ، دختر زنم پسر به دنیا آورد که داداش من و نوه زنم بود ، پس نوه من هم بود ، پس من پدربزرگ داداشم بودم ، زن من پسری به دنیا آورد ، زن پدرم خواهر ناتنی اون شد ، پس پسرم داداش من است و پدرم داماد من است و زن پدرم دختر من و عروس من است . حالا بگو چرا دیوونه شدم ؟!

5) سوتی ... ( ادامه مطلب ... thumbs down )



دیگه فک کنم خودتون متوجه سوتی بشین نیاز به توضیح نداشته باشد




+نوشته شده در شنبه 1 بهمن 1390ساعت03:25 ب.ظتوسط Ghasedak | نظرات (8)